چهارده دی هشتاد و نه
از کار قبلیم که با شهامت استعفا دادم، احساس خوبی داشتم. وقتی قرارداد جدید باهاشون امضا می کردم احساس کسی رو داشتم که با دست خودش سند بردگی شو امضا می کنه. اون قرارداد رو فسخ کردم. ولی الان خوشحالم. اگه به پول درآوردنه که بیرون از اونجا تو این یه هفته پول بیشتری اومده سراغم. اگرم به وجهه شغلیه که با اون کارایی که اون جا می کردم (اعم از کشیدن تی و خفه کردن خانومای پیر) هیچ وجهه خوبی نداشتم اونجا. فقط می مونه این که الان کار ثابت ندارم. اون حد اقل اسمش این بود که یه کار ثابته فعلن. اما افسوس نمی خورم. خوشحالم. تصمیم گرفتم و پای تصمیمم وای میستم!
+ نوشته شده در سه شنبه چهاردهم دی ۱۳۸۹ ساعت 10:47 توسط اميرعصارها